عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 7 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

فدای چشمای قشنگت عزیزم

1392/9/4 22:57
599 بازدید
اشتراک گذاری

سلام و صد تا سلام به همه ی دوستای گل خودم.

امروز فندقی رفته جلو آینه و هی خودشو نگاه میکرد و برا خودش بوس میفرستاد.

 یهو برگشت گفت وای چه چشمای خوشگلی دارم .

 وای که مامان فدای اون چشمای نازت بشه دختر.

 همه زندگیم فدای اون چشمای نازت بشه.

      

 

دورت بگردم من با اون ژست گرفتنت.

 

    

 

فرشته ی ناز کوچولو.

 

امروزم میگفت که اگه نماز بخونیم فرشته ها میان و رو سرمون گل میریزن.

 اما فرشته ها که دیده نمیشن.

 منم میگفتم آفرین درسته اون موقع خدا هم خیلی دوستت داره و هر چی از خدا بخوای هت میده.

 بعدش که پرسیدم عسل از خدا چی میخوای؟

 گفت من از خدا یدونه شال و روسری میخوام.

فدای اون دنیای کوچیکت بشم من. کاش ما آدم بزرگا هم دلمون مثل شما کوچولو ها انقدر پاک بود و توقعمون از خدا انقدر کم.

راستی امروز اونیکی واکسن عسل رو هم زدم براش. الهی مامان فداش بشه . خیلی گریه کرد.

نمی تونست پاشو تکون بده. ولی عوضش دیگه هیچوقت دخمل گلم سرما نمی خوره.

 خدایا شکرت بخاطر همه چی.

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان محمدمهدي(ماماطهوراي سابق)
7 آذر 92 11:34
عزيزمممممممممممم چه ژستي گرفتي الهي خاله فدات